الشيخ لطف الله الصافي الگلپايگاني

15

جامع الاحكام (فارسى)

المُسمّى بر ذمهء زوج خواهد بود يا مهر المثل ؟ و در صورتى كه عقد ازدواج با شروطى كه قبلًا ذكر شده اجراء شود و بعداً براى زوج معلوم شود كه شروط ذكر شده واقعيت ندارد آيا اين عقد موجب اين خواهد بود كه مهر المُسمّى بر ذمّهء زوج باشد ؟ يا مهر المثل بر او تعلّق خواهد گرفت ؟ ج - بطور كلى در عيوب موجبهء جواز فسخ اظهار خلاف آن يا سكوت از اظهار آن در صورت مخفى بودن عيب ، تدليس است هر چند با وجود نفسِ عيبِ موجبِ خيار و جهل زوج به آن وضعاً اين تدليس حكم زائدى ندارد امّا تدليس در صفات كمال در صورتى محقق مىشود كه بنابر اخبار و توصيف خلاف واقع زوجه يا ولىّ او در متن عقد وجود صفتى ذكر شود يا عقد مبنياً بر همان اخبار و توصيف و بناء بر اتّصاف زوجه به آن واقع شود ، بطورى كه عرفاً مثل مذكور در عقد باشد كه در اين صورت زوج خيار فسخ دارد و به هر حال در هر دو صورت مهر المسمى - اگر زوجه خودش مدلّسه نبوده و زوج پس از دخول ملتفت شده و عقد را فسخ كرده باشد - بذمهء زوج است و بعد از اداء آن به زوجه مىتواند رجوع به مدلّس كرده و از او مطالبه نمايد و اگر فسخ قبل از دخول واقع شود چيزى بر ذمّهء زوج نيست . و در نزاع موضوعى مرافعهء شرعيه لازم است . س 1276 - اين جانب حدود يك سال پيش با بيوه‌زنى ازدواج كردم كه كلاه سرم گذاشته وقتى به خانه آوردم فهميدم كه ايشان قرن مىباشد يعنى آلاتش را گوشت گرفته وقتى به خانواده‌اش اظهار كردم گفتند شما صبر كن تا براى درمانش پول تهيه كنيم ولى حالا زير قولشان زده‌اند حكم شرعى را بفرمائيد . ج - در فرض سؤال ، كه زوجه قرن داشته زوج بعد از عقد مطلع شده حق فسخ عقد را داشته و مىتوانسته عقد را فسخ كند و اين خيار فسخ فورى است حال كه فسخ نكرده اگر عدم فسخ به جهت جهل به اينكه اختيار فسخ دارد بوده و يا خيال مىكرده تأخير فسخ موجب سقوط خيار فسخ نيست بازهم اختيار فسخ باقى است و بعد از علم به مسأله مىتواند فوراً فسخ كند و اگر بعد از علم به مسأله فسخ نكند خيار فسخ او ساقط مىشود و لو اينكه عدم فسخ به جهت معالجه بوده است . س 1277 - قبل از عقد ، پدر دختر سلامتى چشم شوهر را شرط مىكند و پدر